مقالات

مدیریت بحران

مدیریت بحران

مدیریت بحران در روانشناسی؛ اصول و روش های مداخله در بحران

مدیریت بحران در روانشناسی یکی از موضوعات مهم در حوزه سلامت روان است که به نحوه برخورد با شرایط شدید و ناگهانی روانی و هیجانی می پردازد. بحران ممکن است در پی اتفاقاتی مانند مرگ عزیزان، طلاق، تصادف، خشونت، بلایای طبیعی، از دست دادن شغل، مشکلات شدید خانوادگی یا تجربه یک رویداد آسیب زا ایجاد شود.

در چنین شرایطی فرد ممکن است احساس کند کنترل زندگی خود را از دست داده و نتواند مانند گذشته با مشکلات کنار بیاید. هدف از مدیریت بحران در روانشناسی این نیست که فرد در کوتاه ترین زمان تمام مشکلات خود را حل کند، بلکه هدف اصلی کاهش آشفتگی، افزایش احساس امنیت، شناسایی نیازهای فوری و کمک به فرد برای بازگشت تدریجی به عملکرد عادی است.

بحران روانشناختی چیست؟

بحران روانشناختی شرایطی است که در آن فشار یک رویداد یا مجموعه ای از مشکلات به اندازه ای افزایش پیدا می کند که توانایی معمول فرد برای مقابله با شرایط را تحت تاثیر قرار می دهد.

در زمان بحران ممکن است فرد دچار اضطراب، ترس، گریه، خشم، سردرگمی، بی قراری، احساس درماندگی، اختلال خواب یا کاهش تمرکز شود. بعضی افراد نیز ممکن است برای مدتی احساس بی حسی هیجانی داشته باشند یا نتوانند واکنش مشخصی به اتفاق نشان دهند.

البته تجربه واکنش های شدید روانی پس از یک حادثه لزوما به معنی ابتلا به یک اختلال روانی نیست. سازمان جهانی بهداشت نیز اشاره می کند که بسیاری از افرادی که در شرایط اضطراری قرار می گیرند، دچار پریشانی روانی می شوند و بخش زیادی از این واکنش ها ممکن است با گذشت زمان کاهش پیدا کند.

مدیریت بحران در روانشناسی چه اهمیتی دارد؟

بحران می تواند قدرت تصمیم گیری و توانایی حل مسئله فرد را برای مدتی کاهش دهد. به همین دلیل، مداخله مناسب در این مرحله می تواند به فرد کمک کند تا ابتدا احساس امنیت بیشتری پیدا کند و سپس برای مشکلات خود راه حل های مناسب تری پیدا کند.

در مدیریت بحران، توجه به شرایط فعلی فرد اهمیت زیادی دارد. روانشناس ابتدا بررسی می کند که فرد با چه مشکلی روبرو است، چه نیازهایی دارد و آیا خطری متوجه خود او یا دیگران وجود دارد یا خیر.

در شرایط اضطراری، حمایت روانی و اجتماعی باید در کنار توجه به نیازهای اساسی مانند امنیت، غذا، آب، سرپناه و دسترسی به خدمات ضروری قرار گیرد. سازمان جهانی بهداشت نیز در راهنمای کمک های اولیه روانشناختی بر حمایت انسانی، عملی و محترمانه از افراد دچار پریشانی شدید تاکید دارد.

مراحل مدیریت بحران در روانشناسی

1. ایجاد امنیت

اولین قدم در مدیریت بحران، بررسی امنیت فرد است. اگر فرد همچنان در معرض خطر، خشونت، حادثه یا شرایط تهدیدکننده قرار داشته باشد، نمی توان انتظار داشت که صرفا با گفت وگو مشکل روانی او برطرف شود.

بنابراین ابتدا باید شرایط محیطی تا حد امکان ایمن شود و در صورت نیاز از خدمات اورژانسی، پزشکی، انتظامی یا سایر خدمات تخصصی کمک گرفته شود.

2. ارزیابی وضعیت روانی

در مرحله بعد باید وضعیت روانی فرد بررسی شود. روانشناس به نشانه هایی مانند اضطراب شدید، آشفتگی، گیجی، حملات وحشت زدگی، خشم شدید، رفتارهای تکانشی و افکار آسیب به خود یا دیگران توجه می کند.

همچنین لازم است منابع حمایتی فرد مانند خانواده، دوستان یا سایر افراد قابل اعتماد شناسایی شوند.

3. گوش دادن بدون فشار

یکی از اصول مهم مدیریت بحران، گوش دادن همدلانه است. فردی که بحران را تجربه کرده ممکن است نیاز داشته باشد کسی بدون قضاوت به صحبت های او گوش دهد.

با این حال، نباید فرد را مجبور کرد که درباره حادثه صحبت کند. راهنمای سازمان جهانی بهداشت در کمک های اولیه روانشناختی نیز بر گوش دادن بدون فشار برای صحبت کردن تاکید دارد.

بنابراین جملاتی مانند «هر وقت آمادگی داشتی می توانی درباره اش صحبت کنی» می توانند مناسب تر از پرسش های مکرر و اصرار برای تعریف جزئیات حادثه باشند.

در شرایط بحرانی، حمایت روانی و ایجاد احساس امنیت اهمیت زیادی دارد.

در شرایط بحرانی، حمایت روانی و ایجاد احساس امنیت اهمیت زیادی دارد.

4. کاهش آشفتگی و بازگرداندن احساس کنترل

در زمان بحران، فرد ممکن است احساس کند هیچ کنترلی بر شرایط ندارد. یکی از اهداف مهم مداخله روانشناختی این است که به فرد کمک شود دوباره بتواند مسائل فوری زندگی خود را مدیریت کند.

برای مثال می توان مشکلات را به بخش های کوچک تر تقسیم کرد و ابتدا مهم ترین نیازها را مشخص کرد. راهنمای کمک های اولیه روانشناختی سازمان جهانی بهداشت نیز بر کمک به فرد برای اولویت بندی نیازهای فوری و استفاده از راهکارهای مقابله ای قبلی تاکید دارد.

5. تقویت حمایت اجتماعی

تنهایی در زمان بحران می تواند فشار روانی را افزایش دهد. به همین دلیل شناسایی افراد قابل اعتماد و برقراری ارتباط با شبکه حمایتی اهمیت زیادی دارد.

گاهی کمک روانشناختی فقط شامل گفت وگوی تخصصی نیست و ممکن است شامل کمک به فرد برای دسترسی به خانواده، خدمات اجتماعی، خدمات درمانی یا سایر منابع حمایتی باشد.

مدیریت بحران در مراجعان با افکار خودکشی

یکی از حساس ترین موقعیت ها در روانشناسی، مواجهه با فردی است که افکار یا رفتارهای مرتبط با خودکشی دارد. در این شرایط باید موضوع با جدیت بررسی شود و میزان خطر، وجود برنامه یا قصد خودکشی، دسترسی به وسایل آسیب رسان و عوامل محافظت کننده مورد توجه قرار گیرد.

اگر خطر فوری وجود داشته باشد، اولویت با حفظ جان فرد و استفاده از خدمات اورژانسی و تخصصی است. در چنین شرایطی نباید فرد را تنها گذاشت یا موضوع را کم اهمیت جلوه داد.

مدیریت بحران در مراجعان پرخاشگر

گاهی بحران به شکل خشم و پرخاشگری ظاهر می شود. در این شرایط حفظ آرامش، رعایت فاصله مناسب، استفاده از لحن آرام و جلوگیری از تشدید درگیری اهمیت دارد.

روانشناس باید تلاش کند ابتدا سطح تنش را کاهش دهد و سپس به بررسی علت اصلی خشم بپردازد. در صورت وجود خطر برای فرد، روانشناس یا دیگران، اولویت با ایمنی و دریافت کمک تخصصی است.

چه زمانی نیاز به ارجاع تخصصی وجود دارد؟

کمک اولیه روانشناختی همیشه جایگزین درمان تخصصی نیست. برخی افراد پس از بحران به حمایت و پیگیری بیشتری نیاز دارند.

وجود افکار خودکشی، رفتارهای شدید و غیرقابل کنترل، علائم روان پریشی، اختلال شدید در عملکرد، مصرف خطرناک مواد یا تداوم قابل توجه علائم می تواند ضرورت ارزیابی تخصصی را افزایش دهد.

سازمان جهانی بهداشت نیز تاکید می کند که در شرایط اضطراری، افرادی که نیاز بیشتری به خدمات تخصصی دارند باید به خدمات سلامت روان و سایر خدمات مرتبط ارجاع داده شوند.

تفاوت مدیریت بحران با روان درمانی معمولی

مدیریت بحران با روان درمانی بلندمدت یکسان نیست. در روان درمانی معمولا اهداف گسترده تری مانند شناخت الگوهای فکری، بررسی روابط، تغییر رفتار و درمان اختلالات روانی دنبال می شود.

اما در مداخله در بحران، تمرکز اولیه بر شرایط فعلی، کاهش آشفتگی، افزایش امنیت، حل مسائل فوری و فعال کردن منابع حمایتی است.

همچنین کمک های اولیه روانشناختی به معنی وادار کردن فرد به بازگویی جزئیات حادثه یا تحلیل فوری تجربه آسیب زا نیست. راهنمای سازمان جهانی بهداشت به طور مشخص این موضوع را از کمک های اولیه روانشناختی جدا می کند.

مدیریت بحران با هدف کاهش آشفتگی روانی و بازگرداندن احساس امنیت و کنترل به فرد انجام می شود.

مدیریت بحران با هدف کاهش آشفتگی روانی و بازگرداندن احساس امنیت و کنترل به فرد انجام می شود.

مدیریت بحران در روانشناسی به مجموعه ای از اقدامات برای کمک به فرد در شرایط شدید و بحرانی گفته می شود. ایجاد امنیت، ارزیابی وضعیت روانی، گوش دادن بدون قضاوت، کاهش آشفتگی، شناسایی نیازهای فوری، تقویت حمایت اجتماعی و ارجاع به خدمات تخصصی از بخش های مهم این فرایند هستند.

مهم است بدانیم که واکنش شدید روانی پس از یک حادثه همیشه به معنی وجود اختلال روانی نیست. با این حال، اگر علائم شدید باشند، ادامه پیدا کنند یا خطر آسیب به خود و دیگران وجود داشته باشد، دریافت کمک تخصصی اهمیت زیادی دارد.

مدیریت صحیح بحران می تواند به فرد کمک کند تا در شرایطی که احساس می کند کنترل زندگی خود را از دست داده است، قدم به قدم به سمت امنیت، ثبات و استفاده موثرتر از منابع حمایتی حرکت کند.

author-avatar

درباره زهرا جوانی

مؤسس سایکوداک و مدرس زبان روانشناسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *