واژه های روانپزشکی و اصطلاحات رشته روانشناسی بالینی
۱۰۰ اصطلاح تخصصی روانپزشکی به انگلیسی با ترجمه فارسی
دانشجویان روانشناسی بالینی و مشاوره در طول تحصیل فقط با مفاهیم روانشناختی مواجه نیستند. بسیاری از منابع دانشگاهی، مقالات علمی و کتابهای تخصصی، اصطلاحاتی را به کار میبرند که مستقیماً از ادبیات روانپزشکی و نشانهشناسی روانپزشکی آمدهاند.
برای مثال، دانشجویی که یک مقاله انگلیسی درباره اسکیزوفرنی، اختلال دوقطبی، داروهای روانپزشکی یا ارزیابی وضعیت روانی مطالعه میکند، ممکن است با اصطلاحاتی مانند Thought Blocking، Circumstantiality، Pressured Speech، Ideas of Reference، Akathisia یا Neuroleptic Malignant Syndrome روبهرو شود.
شناخت این واژهها فقط به ترجمه آنها محدود نمیشود؛ زیرا بسیاری از اصطلاحات روانپزشکی در یک بافت تخصصی معنایی دقیق دارند.
در ادامه، ۱۰۰ اصطلاح تخصصی روانپزشکی به انگلیسی با ترجمه فارسی را میخوانید که برای دانشجویان روانشناسی، روانشناسی بالینی، مشاوره و علاقهمندان به زبان تخصصی روانشناسی کاربردی هستند.
اصطلاحات نشانهشناسی روانپزشکی
۱. ناپایداری عاطفه – Affect Lability
تغییرات سریع و قابلتوجه در شدت یا کیفیت بیان هیجانی.
۲. عاطفه کندشده – Blunted Affect
کاهش قابلتوجه شدت بیان هیجانی فرد.
۳. ملال – Dysphoria
حالت ناخوشایند و ناراحتکننده هیجانی که ممکن است با تحریکپذیری، نارضایتی یا احساس ناراحتی همراه باشد.
۴. خلق متعادل – Euthymia
وضعیتی که در آن حالت خلقی در محدوده نسبتاً متعادل و پایدار قرار دارد.
۵. فقدان انرژی – Anergia
کاهش محسوس انرژی و توان انجام فعالیتها.
۶. گوشبهزنگی بیش از حد – Hypervigilance
افزایش غیرعادی توجه و آمادگی برای شناسایی تهدیدهای احتمالی در محیط.
۷. پاسخ از جا پریدن – Startle Response
واکنش ناگهانی و غیرارادی فرد به یک محرک ناگهانی، مانند صدای بلند.
۸. بیقراری روانی-حرکتی – Psychomotor Agitation
افزایش فعالیت حرکتی همراه با بیقراری، ناتوانی در آرام ماندن یا حرکتهای مکرر.
۹. کندی روانی-حرکتی – Psychomotor Retardation
کاهش سرعت حرکت، گفتار و پاسخدهی که میتواند در برخی اختلالات خلقی و روانپزشکی دیده شود.
۱۰. بازداریزدایی – Disinhibition
کاهش کنترل معمول بر تکانهها، هیجانها یا رفتارها.
اصطلاحات مربوط به فرایند فکر و گفتار
۱۱. انسداد فکر – Thought Blocking
قطع ناگهانی جریان فکر یا گفتار، بهگونهای که فرد ممکن است برای لحظهای نتواند فکر خود را ادامه دهد.
۱۲. حاشیهروی – Circumstantiality
ارائه جزئیات و اطلاعات فرعی فراوان پیش از رسیدن به پاسخ یا موضوع اصلی.
۱۳. حاشیهپردازی – Tangentiality
دور شدن از موضوع اصلی و نرسیدن به پاسخ مستقیم؛ در این حالت فرد ممکن است به موضوعات مرتبط یا نامرتبط منحرف شود.
۱۴. تکرار مداوم – Perseveration
تکرار یک پاسخ، کلمه یا ایده حتی زمانی که موضوع یا محرک تغییر کرده است.
۱۵. فشار گفتار – Pressured Speech
گفتار سریع، پرحجم و دشوار برای قطع کردن که معمولاً با افزایش برانگیختگی همراه است.
۱۶. حواسپرتی – Distractibility
تمایل شدید به منحرف شدن توجه توسط محرکهای بیرونی یا افکار نامرتبط.
۱۷. پافشاری فکری – Perseverative Thinking
ادامه یافتن یک فکر یا موضوع ذهنی با وجود تغییر موقعیت یا تلاش برای تغییر موضوع.
۱۸. گسست فکری – Derailment
حرکت جریان فکر از یک موضوع به موضوع دیگر به شکلی که ارتباط منطقی میان ایدهها کاهش مییابد.
۱۹. انسداد گفتار – Speech Blocking
قطع یا توقف ناگهانی جریان کلام در میانه صحبت.
۲۰. پژواک فکر – Thought Echo
تجربهای که در آن فرد احساس میکند فکر خودش را به شکل پژواک یا صدایی تکرارشونده تجربه میکند.
اصطلاحات مربوط به محتوای فکر
۲۱. افکار انتساب – Ideas of Reference
احساس اینکه رویدادها، رفتارها یا صحبتهای دیگران بهطور خاص به فرد مربوط میشوند. در شکل شدید ممکن است به هذیان انتساب تبدیل شود.
۲۲. کاشت فکر – Thought Insertion
باوری که فرد بر اساس آن احساس میکند افکاری از بیرون به ذهن او وارد میشوند.
۲۳. ربایش فکر – Thought Withdrawal
باوری مبنی بر اینکه افکار فرد توسط یک نیروی بیرونی از ذهن او خارج میشوند.
۲۴. انتشار فکر – Thought Broadcasting
باوری که فرد احساس میکند افکارش در محیط منتشر میشوند و دیگران میتوانند آنها را بشنوند یا بدانند.
۲۵. وسواس فکری – Intrusive Thought
فکری ناخواسته و مزاحم که بدون قصد فرد وارد جریان ذهن میشود.
۲۶. افکار خودکشی – Suicidal Ideation
افکار یا تصورات مربوط به مرگ یا خودکشی که میتواند از افکار مبهم درباره مرگ تا برنامهریزی مشخص متغیر باشد.
۲۷. افکار آسیب به خود – Self-Injurious Thoughts
افکار مربوط به آسیب عمدی به بدن یا خود.
۲۸. بزرگمنشی – Grandiosity
احساس یا باور اغراقآمیز درباره اهمیت، توانایی، قدرت یا جایگاه فرد.
۲۹. اشتغال ذهنی – Preoccupation
تمرکز شدید و مداوم ذهن بر یک موضوع، نگرانی یا ایده خاص.
۳۰. نشخوار فکری – Rumination
اشتغال مکرر و طولانی ذهن با افکار منفی، مشکلات یا تجربههای ناخوشایند.
اصطلاحات ادراک و اختلالات ادراکی
۳۱. شبهتوهم – Pseudohallucination
تجربهای شبیه توهم که فرد ممکن است آن را در فضای ذهنی خود تجربه کند و تا حدی نسبت به غیرواقعی بودن آن آگاهی داشته باشد.
۳۲. توهم امری – Command Hallucination
تجربه شنیدن صدایی که به فرد دستور انجام کاری میدهد.
۳۳. توهم بویایی – Olfactory Hallucination
تجربه بویایی در غیاب محرک خارجی متناسب.
۳۴. توهم چشایی – Gustatory Hallucination
تجربه مزهای در غیاب محرک خارجی متناسب.
۳۵. توهم لمسی – Tactile Hallucination
تجربه احساس تماس، حرکت یا تحریک بدنی بدون محرک خارجی متناسب.
۳۶. مسخ شخصیت – Depersonalization
احساس جدا بودن یا بیگانه شدن از خود، بدن یا فرایندهای ذهنی.
۳۷. مسخ واقعیت – Derealization
احساس غیرواقعی، غریب یا رؤیاگونه بودن محیط اطراف.
۳۸. دگرگونی ادراک زمان – Altered Time Perception
تجربه تغییر در سرعت یا جریان احساسشده زمان.
۳۹. دگرگونی ادراک بدن – Body Perceptual Distortion
تغییر غیرمعمول در نحوه تجربه یا ادراک بدن.
۴۰. ادراک هذیانی – Delusional Perception
تجربهای ادراکی که فرد به آن معنایی هذیانی و غیرواقعبینانه نسبت میدهد.
اصطلاحات تخصصی هذیان
۴۱. هذیان گزند – Persecutory Delusion
باور ثابت و غیرواقعبینانهای مبنی بر اینکه فرد تحت تعقیب، تهدید یا آزار قرار دارد.
۴۲. هذیان بزرگمنشانه – Grandiose Delusion
باور ثابت و غیرواقعبینانه درباره داشتن قدرت، اهمیت یا توانایی استثنایی.
۴۳. هذیان جسمانی – Somatic Delusion
باوری غیرواقعبینانه درباره وضعیت یا عملکرد بدن.
۴۴. هذیان نیستانگارانه – Nihilistic Delusion
باوری شدید و غیرواقعبینانه درباره نبودن خود، بدن، جهان یا بخشهایی از واقعیت.
۴۵. هذیان اروتومانیک – Erotomanic Delusion
باوری غیرواقعبینانه مبنی بر اینکه فرد دیگری، معمولاً شخصی با جایگاه اجتماعی بالاتر، عاشق فرد شده است.
۴۶. هذیان حسادت – Jealous Delusion
باور غیرواقعبینانه و ثابت درباره خیانت شریک عاطفی، بدون شواهد کافی.
۴۷. هذیان انتساب – Delusion of Reference
باوری ثابت و غیرواقعبینانه که در آن فرد تصور میکند رویدادها یا رفتارهای دیگران بهطور خاص به او مربوط میشوند.
۴۸. هذیان کنترل – Delusion of Control
باوری مبنی بر اینکه افکار، احساسات یا رفتارهای فرد توسط نیرویی بیرونی کنترل میشوند.
۴۹. باور هذیانی – Delusional Belief
باوری که با شواهد موجود سازگار نیست و معمولاً در برابر شواهد مخالف انعطاف بسیار کمی نشان میدهد.
۵۰. ایده بیشارزشدادهشده – Overvalued Idea
باوری که اهمیت و شدت آن برای فرد بیش از حد است، اما برخلاف هذیان لزوماً کاملاً از واقعیت گسسته نیست.
اصطلاحات تخصصی اختلالات خلقی
۵۱. دوره مانیا – Manic Episode
دورهای مشخص از افزایش غیرطبیعی خلق، انرژی یا فعالیت که با تغییرات قابلتوجه در عملکرد همراه است.
۵۲. دوره هیپومانیا – Hypomanic Episode
دورهای از افزایش خلق، انرژی یا فعالیت که شدت آن از مانیا کمتر است.
۵۳. ویژگیهای مختلط – Mixed Features
وجود همزمان برخی ویژگیهای یک قطب خلقی در کنار ویژگیهای قطب مخالف.
۵۴. چرخه سریع – Rapid Cycling
الگویی از اختلال دوقطبی که با وقوع مکرر دورههای خلقی در یک بازه زمانی مشخص شناخته میشود.
۵۵. تحریکپذیری خلقی – Irritable Mood
حالتی که فرد بهطور غیرمعمول مستعد تحریک شدن، خشم یا واکنشهای تند است.
۵۶. افسردگی مقاوم به درمان – Treatment-Resistant Depression
وضعیتی که در آن علائم افسردگی با وجود دریافت درمانهای مناسب، پاسخ کافی نشان نمیدهند.
۵۷. افسردگی فصلی – Seasonal Depression
الگویی از علائم افسردگی که بهصورت منظم با فصل خاصی ارتباط پیدا میکند.
۵۸. شروع پیرامون زایمان – Peripartum Onset
اصطلاحی برای مشخص کردن شروع یک اختلال یا دوره خلقی در دوره بارداری یا پس از زایمان.
۵۹. ملال پیش از قاعدگی – Premenstrual Dysphoric Disorder (PMDD)
اختلالی که با علائم شدید خلقی و جسمانی در بخش خاصی از چرخه قاعدگی مشخص میشود.
۶۰. اختلال خلق ادواری – Cyclothymic Disorder
الگویی طولانیمدت از نوسانات خلقی که شامل دورههایی از علائم هیپومانیک و افسردگیِ زیرآستانهای است.
اصطلاحات روانپزشکی و رفتار
۶۱. تکانشگری – Impulsivity
تمایل به عمل کردن سریع و بدون توجه کافی به پیامدهای احتمالی.
۶۲. بیشفعالی جنسی – Hypersexuality
افزایش غیرمعمول میل، افکار یا رفتارهای جنسی.
۶۳. فعالیت هدفمند – Goal-Directed Activity
فعالیتهایی که فرد برای رسیدن به یک هدف مشخص انجام میدهد.
۶۴. کاهش فعالیت هدفمند – Reduced Goal-Directed Activity
کاهش توانایی یا تمایل به آغاز و ادامه فعالیتهایی که برای رسیدن به هدف ضروری هستند.
۶۵. رفتار آشفته – Disorganized Behavior
رفتاری که از نظر هدف، سازمان یا تناسب با موقعیت بهطور قابلتوجهی نامنظم است.
۶۶. رفتار نامتناسب – Inappropriate Behavior
رفتاری که با شرایط، هنجارهای اجتماعی یا موقعیت موجود تناسب ندارد.
۶۷. رفتار کلیشهای – Stereotyped Behavior
تکرار حرکات یا رفتارهای مشابه بدون هدف آشکار.
۶۸. رفتار تکانهای – Impulsive Behavior
رفتاری که بهسرعت و با کنترل ناکافی بر تکانه انجام میشود.
۶۹. کندی حرکت – Bradykinesia
کاهش سرعت حرکات ارادی.
۷۰. فقدان حرکت – Akinesia
کاهش شدید یا فقدان حرکت ارادی.
اصطلاحات داروهای روانپزشکی
۷۱. داروی ضدروانپریشی – Antipsychotic Medication
دارویی که برای کنترل علائم روانپریشانه و برخی اختلالات روانی مورد استفاده قرار میگیرد.
۷۲. داروی ضدافسردگی – Antidepressant Medication
گروهی از داروها که در درمان اختلالات افسردگی و برخی مشکلات روانپزشکی دیگر استفاده میشوند.
۷۳. تثبیتکننده خلق – Mood Stabilizer
دارویی که برای کنترل و پیشگیری از نوسانات شدید خلقی، بهویژه در اختلال دوقطبی، استفاده میشود.
۷۴. بنزودیازپین – Benzodiazepine
گروهی از داروهای روانپزشکی با اثرات آرامبخش، ضداضطرابی و خوابآور.
۷۵. عارضه خارجهرمی – Extrapyramidal Side Effects (EPS)
گروهی از عوارض حرکتی که میتوانند در اثر برخی داروهای روانپزشکی ایجاد شوند.
۷۶. آکاتیزی – Akathisia
احساس بیقراری شدید درونی و نیاز به حرکت که میتواند بهعنوان عارضه دارویی ظاهر شود.
۷۷. دیستونی – Dystonia
انقباضهای غیرارادی عضلات که ممکن است باعث ایجاد وضعیتهای غیرطبیعی بدن شوند.
۷۸. دیسکینزی دیررس – Tardive Dyskinesia
نوعی اختلال حرکتی که ممکن است پس از مصرف طولانیمدت برخی داروهای ضدروانپریشی ایجاد شود.
۷۹. سندرم نورولپتیک بدخیم – Neuroleptic Malignant Syndrome (NMS)
عارضهای نادر اما جدی که میتواند در ارتباط با داروهای مهارکننده دوپامین، بهویژه برخی داروهای ضدروانپریشی، رخ دهد.
۸۰. سندرم سروتونین – Serotonin Syndrome
مجموعهای از علائم ناشی از افزایش بیش از حد فعالیت سروتونرژیک که میتواند یک وضعیت اورژانسی باشد.
اصطلاحات مهم مصرف دارو
۸۱. نیمهعمر دارو – Half-Life
مدت زمانی که طول میکشد غلظت یک دارو در بدن تقریباً به نصف مقدار اولیه کاهش پیدا کند.
۸۲. تنظیم تدریجی دوز – Dose Titration
افزایش یا کاهش تدریجی مقدار دارو برای رسیدن به دوز مناسب.
۸۳. چنددارویی – Polypharmacy
استفاده همزمان از چند دارو.
۸۴. تداخل دارویی – Drug Interaction
تغییری در اثر یک دارو که در نتیجه مصرف داروی دیگر یا ماده دیگری ایجاد میشود.
۸۵. قطع تدریجی دارو – Medication Tapering
کاهش تدریجی مقدار دارو بهجای قطع ناگهانی آن.
۸۶. تحمل دارویی – Drug Tolerance
کاهش پاسخ بدن به یک دارو پس از مصرف مکرر، بهگونهای که ممکن است برای ایجاد همان اثر به مقدار بیشتری نیاز باشد.
۸۷. وابستگی دارویی – Drug Dependence
وضعیتی که در آن بدن یا فرد به حضور یک ماده وابسته میشود و قطع آن میتواند با علائم ترک همراه باشد.
۸۸. علائم ترک – Withdrawal Symptoms
علائمی که پس از کاهش یا قطع مصرف یک ماده یا داروی مورد استفاده مداوم ایجاد میشوند.
۸۹. میل شدید به مصرف – Craving
میل شدید و مداوم برای مصرف یک ماده.
۹۰. مسمومیت ناشی از ماده – Substance Intoxication
مجموعهای از تغییرات بالینی ناشی از مصرف اخیر یک ماده.
اصطلاحات اختلالات مصرف مواد
۹۱. اختلال مصرف مواد – Substance Use Disorder
الگوی مشکلساز مصرف یک ماده که موجب اختلال یا ناراحتی قابلتوجه در زندگی فرد میشود.
۹۲. پیشگیری از عود – Relapse Prevention
مجموعه راهبردهایی برای کاهش احتمال بازگشت به الگوی مشکلساز مصرف یا رفتار.
۹۳. مصرف همزمان مواد – Polysubstance Use
استفاده از بیش از یک ماده، بهصورت همزمان یا در یک دوره زمانی.
۹۴. اختلال ناشی از مصرف ماده – Substance-Induced Disorder
اختلال یا مجموعه علائمی که در ارتباط با مصرف، مسمومیت یا ترک یک ماده ایجاد میشود.
اصطلاحات روانپزشکی سالمندان و عصبشناختی
۹۵. دلیریوم – Delirium
اختلال حاد و معمولاً نوساندار در توجه و آگاهی که در زمینه یک وضعیت پزشکی، ماده یا علت دیگر ایجاد میشود.
۹۶. گمگشتگی – Disorientation
اختلال در آگاهی از زمان، مکان، موقعیت یا گاهی هویت.
۹۷. ساختپردازی – Confabulation
تولید خاطرات یا اطلاعات نادرست بدون قصد آگاهانه برای فریب دیگران.
۹۸. فراموشی – Amnesia
اختلال در یادآوری یا ثبت اطلاعات و تجربههای گذشته.
۹۹. ناتوانی در بازشناسی – Agnosia
ناتوانی در شناسایی یا تشخیص محرکهای آشنا، با وجود سالم بودن نسبی حواس مربوطه.
۱۰۰. ناتوانی در اجرای اعمال آموختهشده – Apraxia
ناتوانی در انجام اعمال هدفمند و آموختهشده، با وجود اینکه قدرت حرکتی و درک دستور بهطور اساسی حفظ شده است.
چرا یادگیری اصطلاحات روانپزشکی به انگلیسی برای دانشجویان روانشناسی مهم است؟
دانشجوی روانشناسی بالینی در طول تحصیل با منابعی مواجه میشود که مرز میان روانشناسی بالینی، روانپزشکی، علوم اعصاب و دارودرمانی را به هم نزدیک میکنند. به همین دلیل، آشنایی با واژگان تخصصی روانپزشکی میتواند مطالعه منابع انگلیسی را بسیار سادهتر کند.
برای مثال، دانستن تفاوت میان Thought Blocking، Tangentiality، Circumstantiality و Derailment به دانشجو کمک میکند توصیفهای دقیقتری از فرایند فکر را در متون بالینی درک کند.
همچنین اصطلاحاتی مانند Thought Insertion، Thought Withdrawal و Thought Broadcasting از مفاهیم تخصصی نشانهشناسی روانپریشی هستند و ترجمه تحتاللفظی آنها بهتنهایی برای فهم مفهوم کافی نیست. برای نمونه، APA، thought insertion را با این معنا تعریف میکند که فرد افکاری را تجربه میکند که آنها را به منبعی بیرونی نسبت میدهد.
در حوزه تشخیص نیز آشنایی با زبان تخصصی اهمیت زیادی دارد. DSM-5-TR علاوه بر طبقهبندی اختلالات، مجموعه معیارهای تشخیصی و متن توصیفی مربوط به آنها را ارائه میکند و استفاده از این معیارها نیازمند آموزش و قضاوت حرفهای است؛ بنابراین این اصطلاحات نباید بهعنوان ابزاری برای خودتشخیصی استفاده شوند.
زبان تخصصی روانشناسی و مشاوره
ویژه دانشجویان روانشناسی و مشاوره
اگر در خواندن مقالهها و کتابهای انگلیسی روانشناسی با واژههای تخصصی مشکل دارید، یادگیری زبان تخصصی میتواند مطالعه منابع رشته را بسیار آسانتر کند.
در کلاس زبان تخصصی روانشناسی، هدف فقط حفظ کردن معادل فارسی کلمات نیست؛ بلکه دانشجو با واژگان تخصصی، ساختار متون علمی، اصطلاحات رایج روانشناسی و روانپزشکی و شیوه درک متون تخصصی آشنا میشود.
با ما در ارتباط باشید:
09335765876
اینستاگرام تدریس زبان تخصصی: psycho.doc1985
جمعبندی
یادگیری اصطلاحات روانپزشکی به انگلیسی برای دانشجویان روانشناسی بالینی و مشاوره، بخشی از مسیر یادگیری زبان تخصصی این رشته است. اصطلاحاتی مانند Affect Lability، Thought Blocking، Ideas of Reference، Thought Insertion، Akathisia، Tardive Dyskinesia، Neuroleptic Malignant Syndrome و Confabulation در منابع تخصصی با معنای مشخصی به کار میروند و آشنایی با آنها به درک بهتر متون علمی کمک میکند.
این فهرست را میتوان بهعنوان یک واژهنامه اولیه برای مطالعه منابع انگلیسی روانشناسی و روانپزشکی استفاده کرد؛ اما برای تسلط واقعی، بهتر است هر اصطلاح را در جمله و بافت علمی خودش نیز یاد بگیرید.
سایکوداک با هدف کمک به دانشجویان روانشناسی و مشاوره در مطالعه منابع تخصصی، مطالب آموزشی و محتوای مرتبط با زبان تخصصی روانشناسی را ارائه میکند.