مقالات

کاربرد اسم در جملات انگلیسی

کاربرد اسم در جمله

اسم (Noun) در انگلیسی برای نام بردنِ افراد، اشیا، مکان‌ها، احساسات، مفاهیم و پدیده‌ها به کار می‌رود.

پس هر وقت در جمله بخواهیم درباره‌ی «چه کسی»، «چه چیزی»، «چه جایی» یا «چه مفهومی» حرف بزنیم، معمولاً از اسم استفاده می‌کنیم.

کاربردهای اصلی اسم در جمله با مثال و معنی:

به عنوان فاعل

اسم می‌تواند انجام‌دهنده‌ی کار باشد.

.The student asked a question in class

دانشجو در کلاس یک سؤال پرسید.

در این جمله The student فاعل است.

به عنوان مفعول

اسم می‌تواند چیزی باشد که عمل روی آن انجام می‌شود.

.The professor explained the concept slowly

استاد مفهوم را آرام توضیح داد.

در این جمله the concept مفعول است.

بعد از حرف اضافه

اسم می‌تواند بعد از حروف اضافه‌ای مثل in, on, about, with بیاید.

.The group talked about stress after the seminar

گروه بعد از سمینار درباره‌ی استرس صحبت کرد.

در اینجا stress بعد از حرف اضافه‌ی about آمده است.

به عنوان مکمل فاعل

اسم می‌تواند بعد از فعل ربطی بیاید و فاعل را معرفی کند.

.Mina is a counseling student

مینا دانشجوی مشاوره است.

در این جمله a counseling student مکمل فاعل است.

برای نشان دادن مکان

اسم می‌تواند نام مکان باشد.

.The interview was in the counseling center

مصاحبه در مرکز مشاوره بود.

the counseling center اسم مکان است.

برای بیان مفهوم انتزاعی

بعضی اسم‌ها به چیزهای قابل لمس اشاره نمی‌کنند، بلکه مفهوم هستند.

.Empathy is important in therapy

همدلی در درمان مهم است.

Empathy یک اسم انتزاعی است.

برای نام افراد و عنوان‌ها

اسم می‌تواند نام شخص یا عنوان شغلی/دانشگاهی باشد.

.Dr. Karimi met the students after class

دکتر کریمی بعد از کلاس با دانشجویان دیدار کرد.

Dr. Karimi اسم خاص است و the students هم اسم جمع است.

The researcher collected the data carefully

پژوهشگر داده‌ها را با دقت جمع‌آوری کرد.

The class discussed motivation today.

کلاس امروز درباره‌ی انگیزه بحث کرد.

.The counselor wrote a report after the session

مشاور بعد از جلسه یک گزارش نوشت.

.Anxiety can affect learning

اضطراب می‌تواند بر یادگیری اثر بگذارد.

.The library was quiet in the afternoon

کتابخانه بعدازظهر آرام بود.

تفاوت ضمیر و اسم:

در زبان انگلیسی، تفاوت اصلی اسم (Noun) و ضمیر (Pronoun) در این است که اسم نام واقعی اشخاص، اشیا، مکان‌ها یا مفاهیم را مشخص می‌کند، اما ضمیر کلمه‌ای کوتاه است که برای جلوگیری از تکرار، جایگزین اسم می‌شود.

وقتی برای اولین بار درباره فرد یا مفهومی صحبت می‌کنیم، از اسم استفاده می‌کنیم. اما وقتی می‌خواهیم صحبت را درباره همان مورد ادامه دهیم، برای این که کلام ما روان‌تر و طبیعی‌تر شود، ضمیر را جایگزین آن اسم می‌کنیم.

مثال:

She passes the exam.

او در آزمون قبول می‌شود.

She ضمیر است.

مثال:

The student passes the exam.

دانشجو در آزمون قبول می‌شود.

student اسم است.

مثال:

The professor helps him.

استاد به او کمک می‌کند.

him ضمیر است.

مثال:

The professor helps the client.

استاد به مراجع کمک می‌کند.

client اسم است.

مثال:

It is a good method.

آن روش خوبی است.

It ضمیر است.

مثال:

Therapy is a good method.

درمان روش خوبی است.

Therapy اسم است.

اسم در نقش فاعل و اسم در نقش مفعول

اسم می‌تواند نقش‌های مختلفی در جمله داشته باشد. دو نقش اصلی اسم، فاعل و مفعول است. فاعل انجام‌دهنده‌ی کار است و مفعول کسی یا چیزی است که عمل بر روی آن انجام می‌شود.

مثال برای اسم در نقش فاعل:

The student studied hard.

دانشجو سخت درس خواند.

student اسم در نقش فاعل است.

مفعول مستقیم به این پرسش پاسخ می‌دهد که فاعل «چه چیزی را» یا «چه کسی را» تحت تاثیر قرار داده است.

مثال برای اسم در نقش مفعول مستقیم:

.The professor wrote the article

استاد مقاله را نوشت.

article اسم در نقش مفعول مستقیم است.

مفعول غیرمستقیم نشان می‌دهد که عمل جمله «برای چه کسی» یا «به چه کسی» انجام شده است. مفعول غیرمستقیم معمولاً قبل از مفعول مستقیم می‌آید.

مثال برای اسم در نقش مفعول غیرمستقیم:

The counselor gave the student some feedback.

مشاور به دانشجو مقداری بازخورد داد.

student اسم در نقش مفعول غیرمستقیم است.

مفعول حرف اضافه اسمی است که بلافاصله بعد از یک حرف اضافه می‌آید.

مثال برای اسم در نقش مفعول حرف اضافه:

The client talked about anxiety.

مراجع درباره‌ی اضطراب صحبت کرد.

anxiety اسم در نقش مفعول حرف اضافه است.

اسم در انگلیسی

انواع اسم در زبان انگلیسی

 

انواع اسم ها

1) اسم عام و اسم خاص

اسم عام نام کلی افراد، چیزها، مکان ها یا مفاهیم است.

اسم خاص نام مشخص یک فرد، مکان، کتاب، دانشگاه یا نظریه است و با حرف بزرگ نوشته می شود.

کلمات نمونه اسم عام:

student

teacher

counselor

client

doctor

book

theory

hospital

clinic

university

method

emotion

کلمات نمونه اسم خاص:

Ali

Sara

Tehran

Iran

Freud

Bandura

Beck

Rumi

Harvard University

Cognitive Behavioral Therapy

مثال:

The counselor helps the client.

مشاور به مراجع کمک می کند.

counselor اسم عام است.

client اسم عام است.

مثال:

Freud changed psychology.

فروید روانشناسی را تغییر داد.

Freud اسم خاص است.

2) اسم قابل شمارش و اسم غیر قابل شمارش

اسم قابل شمارش را می توان شمرد و برای آن از a, an, one, two, three استفاده کرد.

اسم غیر قابل شمارش را به صورت عادی نمی توان شمرد و معمولاً جمع بسته نمی شود.

کلمات نمونه اسم قابل شمارش:

book

student

teacher

client

session

idea

test

article

clinic

emotion

chair

patient

کلمات نمونه اسم غیر قابل شمارش:

information

advice

knowledge

research

homework

water

milk

stress

anxiety

happiness

evidence

progress

مثال:

The student bought two books.

دانشجو دو کتاب خرید.

books اسم قابل شمارش است.

مثال:

The researcher needs more information.

پژوهشگر به اطلاعات بیشتری نیاز دارد.

information اسم غیر قابل شمارش است.

3) اسم مفرد و اسم جمع

اسم مفرد برای یک نفر یا یک چیز است.

اسم جمع برای بیش از یک نفر یا چیز است.

کلمات نمونه اسم مفرد:

student

teacher

client

child

book

theory

doctor

class

کلمات نمونه اسم جمع با قاعده:

students

teachers

clients

books

doctors

classes

methods

articles

کلمات نمونه اسم جمع بی قاعده:

children

people

men

women

teeth

feet

mice

مثال:

The child is quiet.

کودک آرام است.

child اسم مفرد است.

مثال:

The students are ready.

دانشجویان آماده هستند.

students اسم جمع با قاعده است.

مثال:

The children are playing.

کودکان در حال بازی هستند.

children اسم جمع بی قاعده است.

4) اسم عینی و اسم انتزاعی

اسم عینی چیزی است که می توان آن را دید، لمس کرد یا با حواس درک کرد.

اسم انتزاعی به احساس، فکر، حالت یا مفهوم اشاره می کند.

کلمات نمونه اسم عینی:

book

table

chair

brain

hand

room

computer

hospital

paper

phone

کلمات نمونه اسم انتزاعی:

fear

stress

anxiety

hope

motivation

intelligence

freedom

knowledge

anger

happiness

confidence

مثال:

The doctor examined the brain

author-avatar

درباره زهرا جوانی

مؤسس سایکوداک و مدرس زبان روانشناسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *