مقالات

دفاع در رویکرد ISTDP

Defense (دفاع) در ISTDP چیست؟

در روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت یا ISTDP، مفهوم دفاع یکی از پایه ای ترین مفاهیم است. دفاع ها به مجموعه ای از واکنش های روانی گفته می شود که فرد برای دور شدن از تجربه احساسات واقعی و دردناک به کار می گیرد. حبیب دوانلو دفاع را چنین تعریف می کند: «هر مکانیزمی که برای اجتناب از تجربه احساسات حقیقی به کار می رود» (2000، ص 113).

ISTDP حبیب دوانلو

در نگاه دوانلو، دفاع فقط یک واکنش ساده نیست، بلکه بخشی از ساختار اصلی تعارض روانی انسان است. به همین دلیل، در مثلث تعارض مالان، دفاع در رأس بالایی و سمت چپ مثلث با علامت D نشان داده می شود. در ISTDP، شناخت دفاع ها اهمیت بسیار زیادی دارد، زیرا بسیاری از نشانه های مرضی، مشکلات هیجانی و دشواری های ارتباطی بیماران، نتیجه استفاده مداوم از دفاع های ناسازگار است. هدف درمان نیز کمک به بیمار برای شناسایی این دفاع ها و کنار گذاشتن تدریجی آن هاست.

دفاع ها چه نقشی در شکل گیری اضطراب دارند؟

هرچند هدف اصلی همه دفاع ها، دور کردن فرد از تجربه احساسات است، اما کارکرد آن ها فقط به همین مورد محدود نمی شود. برخی دفاع ها بیشتر به رابطه فرد با دیگران مربوط هستند، به ویژه در زمینه اجتناب از نزدیکی هیجانی. برخی دیگر نیز بیشتر با رابطه فرد با خود مرتبط اند، مثل گرایش به خودتخریبی یا محروم کردن خویشتن از نیازهای عاطفی.

در بیشتر موارد، دفاع ها به صورت واکنش های اجتنابی ظاهر می شوند و در پاسخ به اضطراب فعال می گردند. برای مثال، ممکن است غم در بیمار موجب اضطراب شود و او برای فرار از این تجربه، به جای احساس غم، دچار رنجش، سردرد، نگرانی، پرخوری، سوءمصرف مواد، کار افراطی یا حتی دیر رسیدن به جلسه درمان شود. گاهی هم بیمار درباره موضوعی دیگر صحبت می کند که می داند برای درمانگر جذاب تر است. در اصطلاح روان پویشی کلاسیک، کاهش اضطراب از راه دور شدن از موقعیت یا احساس اضطراب زا، نفع اولیه دفاع نام دارد.

دفاع ها چه زمانی مشکل ساز می شوند؟

اضطراب همیشه یک پدیده ناسالم نیست. گاهی اضطراب نقش هشدار دهنده و انطباقی دارد و می تواند فرد را از خطر دور کند. در چنین شرایطی، اجتناب از یک موقعیت ترسناک یا آسیب زا می تواند مفید باشد. اما دفاع ها زمانی مشکل ساز می شوند که بهای سنگینی به فرد تحمیل کنند.

در این حالت، خودِ اجتناب از مشکل اصلی بزرگ تر می شود. دفاع شاید در کوتاه مدت تسکین ایجاد کند، اما در بلندمدت می تواند باعث تثبیت مشکلات روانی، تداوم نشانه ها و آسیب به روابط فرد شود. به بیان دیگر، آنچه در لحظه آرامش می آورد، در آینده به زیان فرد تمام می شود.

نفع ثانویه دفاع ها چیست؟

علاوه بر نفع اولیه، یعنی اجتناب از احساس اضطراب زا، عوامل دیگری نیز به تداوم دفاع ها کمک می کنند. این عوامل را نفع ثانویه می نامند. برای نمونه، ممکن است بیمار احساس کند که منفعل بودن، وابسته ماندن یا حتی «خوشایند» بودن، بخشی از هویت اوست و همین امر باعث شود دفاع هایش را حفظ کند.

در چنین مواردی، دفاع فقط یک مکانیسم اجتنابی نیست، بلکه به بخشی از شخصیت و سبک زندگی فرد تبدیل می شود. به همین دلیل، در درمان ISTDP باید فقط به محتوای احساسات توجه نکرد، بلکه باید دید بیمار چگونه از دفاع برای حفظ هویت و الگوی رابطه ای خود استفاده می کند.

دفاع های تاکتیکی و دفاع های عمده چه تفاوتی دارند؟

دوانلو میان دو سطح از دفاع تمایز قائل می شود: دفاع های تاکتیکی و دفاع های عمده. او این دو را در دو سر یک پیوستار قرار می دهد.

  • دفاع های تاکتیکی: رفتارها و فعالیت های دفاعی منفرد و لحظه ای هستند.
  • دفاع های عمده: مکانیزم های دفاعی عمیق تر و پایدارترند که الگوی کلی شخصیت را شکل می دهند.

اگر دفاع های تاکتیکی را مانند نت های یک سمفونی در نظر بگیریم، دفاع های عمده مانند گامی هستند که آن سمفونی در آن ساخته می شود. به زبان ساده تر، دفاع های تاکتیکی آجرهایی هستند که دیوار دفاع های عمده را می سازند.

درمانگرانی که در ISTDP از برخورد مستقیم با مقاومت استفاده می کنند، باید بتوانند این دفاع ها را در لحظه شناسایی، روشن و به چالش بکشند. زیرا کارکرد اصلی دفاع های تاکتیکی، دور نگه داشتن بیمار از درمانگر و از تجربه هیجانی عمیق است. اگر این دفاع ها موفق شوند، روند درمان کند یا متوقف می شود.

چرا شناخت دفاع های منش مهم است؟

بیماران در طول زندگی خود مجموعه ای از دفاع های خاص را می آموزند که به آن ها دفاع های منش گفته می شود. این دفاع ها در فرایند رشد و تحول شکل گرفته اند و فرد هنگام افزایش اضطراب، به صورت عادت وار به آن ها متوسل می شود. بسیاری از مشکلات کنونی بیمار نیز به همین دفاع های منش مربوط است.

در واقع، این دفاع ها الگوهای تکرارشونده ای هستند که بارها در روابط، تصمیم ها و واکنش های هیجانی فرد دیده می شوند. از دید داوانلو، همین الگوهای تکراری هستند که هسته بسیاری از اختلالات و رنج های روانی را تشکیل می دهند.

دفاع های عمده در نظریه داوانلو کدام اند؟

در سطحی عمیق تر، تعداد نسبتاً اندکی از مکانیزم های دفاعی مانند واپس رانی و فرافکنی وجود دارند که به آن ها دفاع های عمده گفته می شود. داوانلو این دفاع ها را نشانگر «راهبرد» کلی بیمار می داند؛ راهبردی که برای محافظت از هسته بیمارگون احساسات مخلوط ناشی از ترومای دلبستگی به کار می رود.

به همین دلیل، در ISTDP صرف شناسایی یک رفتار دفاعی کافی نیست. درمانگر باید بفهمد که این دفاع در چه سطحی عمل می کند، چه چیزی را پنهان می سازد و چگونه با تجربه هیجانی اصلی بیمار ارتباط دارد.

چرا باید دفاع های تاکتیکی از دفاع های عمده تفکیک شوند؟

داوانلو تاکید می کند که باید دفاع های تاکتیکی را با دقت از دفاع های عمده جدا کرد. برای نمونه، وقتی بیماری می گوید «چیزی یادم نمی آید»، ممکن است چند حالت متفاوت وجود داشته باشد:

  • او آگاهانه یا نیمه آگاهانه از پاسخ دادن اجتناب می کند.
  • واقعاً به دلیل واپس رانی، دسترسی روانی به آن محتوا ندارد.
  • یا در مرز میان آگاهی و ناآگاهی قرار دارد و نوعی مقاومت درونی مانع بیان مطلب می شود.

این تمایز برای درمانگر بسیار مهم است، زیرا نحوه برخورد با هر یک از این حالات متفاوت خواهد بود. در ISTDP، دقت در تشخیص سطح دفاع، به درمانگر کمک می کند مداخله ای مناسب، سریع و موثر انجام دهد.

دفاع ها در نظریه داوانلو چگونه طبقه بندی می شوند؟

داوانلو دفاع ها را به سه دسته اصلی تقسیم می کند:

  1. دفاع های وسواسی
  2. دفاع های واپس رانه
  3. دفاع های بدوی

این طبقه بندی به درمانگر کمک می کند تا سلسله مراتب دفاع ها را بهتر بشناسد و متناسب با سطح سازمان شخصیت بیمار، مداخله دقیق تری انجام دهد.

دفاع در ISTDP چه اهمیتی دارد؟

در ISTDP، دفاع فقط یک مفهوم نظری نیست، بلکه یکی از ابزارهای اصلی فهم و درمان بیمار است. درمانگر باید لحظه به لحظه توجه کند که بیمار چگونه از دفاع برای فرار از احساس استفاده می کند. هرچه این دفاع ها زودتر شناسایی شوند، مسیر دسترسی به احساسات اصیل، اضطراب و تعارض های زیربنایی هموارتر خواهد شد.

از همین رو، دفاع در ISTDP نه فقط یک مانع، بلکه یک سرنخ درمانی مهم است؛ سرنخی که نشان می دهد بیمار از چه چیزی می ترسد، از چه احساسی دوری می کند و چگونه الگوهای روانی خود را حفظ می کند.

دفاع‌های روانی به‌عنوان مانعی برای تجربه هیجان‌های اصیل در رویکرد ISTDP

author-avatar

درباره زهرا جوانی

مؤسس سایکوداک و مدرس زبان روانشناسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *