۱۰۰ واژه مهم زبان انگلیسی برای کنکور دکترای روانشناسی
۱۰۰ واژه مهم زبان انگلیسی برای کنکور دکتری روانشناسی با معنی فارسی
یکی از بخشهای مهم کنکور دکتری روانشناسی، زبان انگلیسی است. بسیاری از داوطلبان برای پاسخ دادن به سوالات واژگان و درک مطلب، به دامنه لغات عمومی و تخصصی نیاز دارند. آشنایی با واژههای پرکاربرد در متون دانشگاهی و روانشناسی میتواند به فهم بهتر سوالات و افزایش سرعت پاسخگویی کمک کند.
در این مقاله، ۱۰۰ واژه مهم انگلیسی برای آمادگی کنکور دکتری روانشناسی را همراه با معنی فارسی معرفی میکنیم. این واژهها شامل لغات آکادمیک، اصطلاحات تخصصی روانشناسی و کلمات کاربردی در متون پژوهشی هستند.
توجه داشته باشید که این فهرست، مجموعهای پیشنهادی برای مطالعه است و به معنی استخراج قطعی تمام واژهها از دفترچه رسمی کنکور نیست. برای شناسایی لغات عینا مطرحشده در آزمون، باید دفترچههای سالهای گذشته بررسی شوند.
۱۰۰ واژه مهم زبان انگلیسی کنکور دکتری روانشناسی
گروه اول: واژگان عمومی و آکادمیک
| ردیف | واژه انگلیسی | معنی فارسی |
|---|---|---|
| ۱ | Inevitable | اجتنابناپذیر |
| ۲ | Arbitrary | دلبخواهی، خودسرانه |
| ۳ | Pragmatic | عملگرا، کاربردی |
| ۴ | Dilemma | دوراهی، وضعیت دشوار |
| ۵ | Exacerbate | تشدید کردن، بدتر کردن |
| ۶ | Transient | گذرا، موقتی |
| ۷ | Implicit | ضمنی، غیرمستقیم |
| ۸ | Explicit | صریح، آشکار |
| ۹ | Disclose | آشکار کردن، فاش کردن |
| ۱۰ | Withstand | مقاومت کردن، تاب آوردن |
| ۱۱ | Accumulate | انباشته شدن، جمع کردن |
| ۱۲ | Scarce | کمیاب، اندک |
| ۱۳ | Concur | موافق بودن، همنظر بودن |
| ۱۴ | Reliable | قابل اعتماد |
| ۱۵ | Valid | معتبر |
| ۱۶ | Inherent | ذاتی، درونی |
| ۱۷ | Ambiguous | مبهم، چندپهلو |
| ۱۸ | Substantial | قابل توجه، اساسی |
| ۱۹ | Relevant | مرتبط، مربوط |
| ۲۰ | Distinct | متمایز، متفاوت |
| ۲۱ | Enhance | افزایش دادن، بهبود بخشیدن |
| ۲۲ | Diminish | کاهش دادن، کم شدن |
| ۲۳ | Facilitate | تسهیل کردن |
| ۲۴ | Impede | مانع شدن، مختل کردن |
| ۲۵ | Infer | استنباط کردن، نتیجه گرفتن |
| ۲۶ | Assert | ادعا کردن، اظهار کردن |
| ۲۷ | Contradict | تناقض داشتن، رد کردن |
| ۲۸ | Hypothesis | فرضیه |
| ۲۹ | Criterion | معیار |
| ۳۰ | Consistent | سازگار، باثبات |
| ۳۱ | Inconsistent | ناسازگار، متناقض |
| ۳۲ | Predominant | غالب، رایج |
| ۳۳ | Manifest | آشکار، نمایان |
| ۳۴ | Acquire | کسب کردن، به دست آوردن |
| ۳۵ | Retain | حفظ کردن، نگه داشتن |
گروه دوم: واژگان تخصصی روانشناسی
| ردیف | واژه انگلیسی | معنی فارسی |
|---|---|---|
| ۳۶ | Cognition | شناخت، فرایندهای شناختی |
| ۳۷ | Perception | ادراک |
| ۳۸ | Attention | توجه |
| ۳۹ | Memory | حافظه |
| ۴۰ | Encoding | رمزگردانی اطلاعات |
| ۴۱ | Retrieval | بازیابی اطلاعات |
| ۴۲ | Recall | یادآوری |
| ۴۳ | Recognition | بازشناسی |
| ۴۴ | Reinforcement | تقویت |
| ۴۵ | Punishment | تنبیه |
| ۴۶ | Conditioning | شرطیسازی |
| ۴۷ | Extinction | خاموشی |
| ۴۸ | Stimulus | محرک |
| ۴۹ | Response | پاسخ، واکنش |
| ۵۰ | Motivation | انگیزش |
| ۵۱ | Emotion | هیجان |
| ۵۲ | Affect | عاطفه، حالت هیجانی |
| ۵۳ | Behavior | رفتار |
| ۵۴ | Development | رشد، تحول |
| ۵۵ | Attachment | دلبستگی |
| ۵۶ | Resilience | تابآوری |
| ۵۷ | Vulnerability | آسیبپذیری |
| ۵۸ | Distortion | تحریف، سوگیری |
| ۵۹ | Schema | طرحواره |
| ۶۰ | Appraisal | ارزیابی |
| ۶۱ | Adaptation | سازگاری |
| ۶۲ | Dissociation | گسست، تجزیه |
| ۶۳ | Dysfunction | اختلال در عملکرد |
| ۶۴ | Impairment | آسیب، نقص عملکرد |
| ۶۵ | Symptom | نشانه، علامت |
| ۶۶ | Disorder | اختلال |
| ۶۷ | Prevalence | شیوع |
| ۶۸ | Comorbidity | همبودی، وجود همزمان اختلالها |
| ۶۹ | Intervention | مداخله |
| ۷۰ | Assessment | ارزیابی، سنجش |

۱۰۰ واژه مهم انگلیسی کنکور دکتری روانشناسی با معنی فارسی.
گروه سوم: واژگان پژوهشی و درک مطلب
| ردیف | واژه انگلیسی | معنی فارسی |
|---|---|---|
| ۷۱ | Empirical | تجربی، مبتنی بر مشاهده |
| ۷۲ | Theoretical | نظری |
| ۷۳ | Experimental | آزمایشی |
| ۷۴ | Correlation | همبستگی |
| ۷۵ | Causation | رابطه علّی |
| ۷۶ | Variable | متغیر |
| ۷۷ | Sample | نمونه |
| ۷۸ | Population | جامعه آماری |
| ۷۹ | Outcome | پیامد، نتیجه |
| ۸۰ | Measure | ابزار سنجش، اندازهگیری |
| ۸۱ | Validity | روایی |
| ۸۲ | Reliability | پایایی |
| ۸۳ | Bias | سوگیری |
| ۸۴ | Confound | عامل مخدوشگر |
| ۸۵ | Significant | معنادار، مهم |
| ۸۶ | Predict | پیشبینی کردن |
| ۸۷ | Predictive | پیشبین |
| ۸۸ | Demonstrate | نشان دادن، اثبات کردن |
| ۸۹ | Examine | بررسی کردن |
| ۹۰ | Investigate | پژوهش کردن، بررسی کردن |
| ۹۱ | Determine | تعیین کردن |
| ۹۲ | Interpret | تفسیر کردن |
| ۹۳ | Support | حمایت کردن، تایید کردن |
| ۹۴ | Reject | رد کردن |
| ۹۵ | Establish | ایجاد کردن، اثبات کردن |
| ۹۶ | Reveal | آشکار کردن |
| ۹۷ | Indicate | نشان دادن، حاکی بودن |
| ۹۸ | Suggest | پیشنهاد کردن، نشان دادن احتمالی |
| ۹۹ | Limitation | محدودیت |
| ۱۰۰ | Evidence | شواهد، مدرک |
کلاس زبان تخصصی روانشناسی
ویژه دانشجویان روانشناسی و مشاوره
اگر میخواهید هنگام مطالعه مقالهها و کتابهای تخصصی روانشناسی فقط به ترجمه کلمهبهکلمه اکتفا نکنید و بتوانید متون تخصصی روانشناسی را بهتر بخوانید و درک کنید، شرکت در کلاس زبان تخصصی روانشناسی میتواند مسیر یادگیری شما را هدفمندتر کند.
در این کلاسها، واژگان و ساختارهای پرکاربرد در متون روانشناسی بهصورت کاربردی آموزش داده میشوند تا دانشجو بتواند با منابع انگلیسی رشته خود ارتباط مؤثرتری برقرار کند.
با ما در ارتباط باشید:
09335765876
چگونه این واژهها را برای کنکور دکتری روانشناسی مطالعه کنیم؟
برای یادگیری بهتر واژگان زبان دکتری، پیشنهاد میشود هر روز تعدادی از لغات را مطالعه و در فاصلههای زمانی مشخص مرور کنید. حفظ کردن معنی فارسی، شروع مناسبی است؛ اما برای پاسخگویی به سوالات زبان باید بتوانید واژه را در متن تشخیص دهید.
همچنین مطالعه دفترچههای کنکور دکتری روانشناسی سالهای گذشته به شما کمک میکند با سطح سوالات و نوع واژگان مورد استفاده در آزمون آشنا شوید. بهتر است لغات ناآشنا را به فهرست خود اضافه کنید و واژههای دشوار را چند بار مرور کنید.
این ۱۰۰ واژه میتوانند پایه مناسبی برای تقویت زبان انگلیسی کنکور دکتری روانشناسی باشند. برای کسب درصد بهتر، مطالعه لغات را در کنار تمرین درک مطلب، یادگیری گرامر و حل سوالات آزمونهای سالهای گذشته ادامه دهید.